طراگاه | مرجع دکوراسیون منزل، معماری داخلی و طراحی داخلی

ورود / ثبت نام
FA EN

رویدادهای مهم

Important Event
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهر ...
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهرسازی معاصر خاورمیانه
معماری‌های در حال ظهور
معماری‌های در حال ظهور
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرساز ...
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران- استان ایلام
آب در معماری اصفهان
آب در معماری اصفهان

« به همکاران خود در طراگاه بپیوندید »

Shaqayeq Abaszadeجلیل موسویمهرداد زواره محمدیشرکت بازرگانی رنگین کاج پارس(Foresco _ فارسکو)لیلا عراقیانشهاب میرزاییانایزدیار اهیAbolfazl Nabaviمحمد مهدی فخیمیmohammad marvastyامير احمدي نياپمپ ابارا ابارا
هم اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
« بازگشت

بخش سوم تاثیر روانی نابودی قلمروهای شخصی وعمومی در سکونتگاه‌های انسانی معاصر


بازدید : 394 بار

28 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

بخش سوم تاثیر روانی نابودی قلمروهای شخصی وعمومی در سکونتگاه‌های انسانی معاصر

نویسنده: سهند منشی

 

با طراگاه همراه باشید تا ادامه‌ی قسمت دوم"تاثیر روانی نابودی قلمروهای شخصی وعمومی در سکونتگاه‌های انسانی معاصر" را بخوانیم.

 

 

 

 

 

از نظر «سیتالو» (Setha Low) تعلق مکانی از جنبه‌های روانشناسی و هویتی قابل تفسیر است. در روان‌شناسی‌، تعلق مکانی به «رابطه شناختی» با یک محیط یا یک فضای خاص اطلاق می‌شود و از لحاظ هویتی‌، تعلق مکانی رابطه تعلقی و هویت فرد به محیط اجتماعی است که در آن زندگی می‌کند و در واقع «دلبستگی به مکان» (Place attachment)  رابطه نمادین ایجاد شده توسط افراد به مکان است که معانی احساسی‌، عاطفی و فرهنگی مشترکی به یک فضای خاص می‌دهد‌. دلبستگی به مکان مبنایی برای درک فرد و گروه نسبت به محیط است و معمولا در محیط فرهنگی به وجود می‌آید. در اینجا می‌توان عوامل شکل دهنده‌ی مکان را به دو دسته عوامل «ادراکی- شناختی» و «عوامل کالبدی» تقسیم نمود:
الف - «عوامل ادراکی و شناختی»‌: معانی و مفاهیمی که پس از ادراک مکان توسط فرد رمز گشایی می‌شود از عوامل ایجاد حس مکان هستند. «فریتز استیل» معتقد است حس مکان هر محیط بستگی به نحوه ارتباط انسان با آن محیط دارد از نظر او (steele-1981)  :
1.    رابطه‌ی انسان و مکان تعاملی است، یعنی انسان‌ها چیزهای مثبت یا منفی را به محیط می‌دهند و سپس از آن می‌گیرند بنابراین چگونگی فعالیت‌های مردم در کیفیت تاثیر محیط بر آن‌ها اثر گذار است.
2.    تصور مکان نه فقط کالبدی‌، بلکه روانی و تعاملی است و حس مکان به عنوان یک تجربه از ترکیب یک مکان‌، رفتار و آن چه انسان به آن می‌دهد به وجود می‌آید‌، به بیان دیگر برخی از چیزهایی که انسان در مکان ایجاد می‌کند ، بدون او و مستقل از او به وجود نمی‌آیند.
3.    برخی از فضاها آن چنان روح مکانی قوی دارند که بر انسان‌های مختلف تاثیرات مشابه می‌گذارند.
ب _ «عوامل کالبدی» : از نظر «فریتز استیل» مهمترین عوامل کالبدی موثر در ادراک و حس مکان ، اندازه مکان، درجه محصوریت، تضاد، مقیاس، تناسب، مقیاس انسانی، فاصله، بافت، رنگ، بو، صدا و تنوع بصری ( Visual variety) است. او همچنین خصوصیاتی نظیر هویت، تاریخ، تخیل و توهم،(Fantasy) راز و رمز، لذت، شگفتی (Surprise)، امنیت، سرزندگی (Vitality) ، شور(Livability) و خاطره را موجب برقراری رابطه متمرکز با مکان می‌داند.
به کارگیری عوامل «ادراکی - شناختی» و «عوامل کالبدی» در ایجاد «حس مکان» در نظریه پردازان طراحی محیطی طی چند دهه‌ی اخیر تاثیر زیادی گذاشته است در این میان مفاهیم ارتباط و کارکرد «اتاق‌خواب» به عنوان خصوصی‌ترین عرصه‌، «خانه» عرصه‌ی خصوصی افراد خانواده تا «محله»‌، «برزن» و «خیابان‌های عمومی» مورد بازنگری قرار گرفته و سعی شده است در آن نیازهای انسان امروزی نیز مد نظر قرار گیرد. «الکساندر» عرصه زندگی شهری را به چهار دسته کلی تقسیم می‌نماید:
-فضاهای عمومی شهری‌: جاها و تسهیلاتی که متعلق به عموم است‌، مانند شاهراه‌ها‌، جاده‌ها‌، راه‌ها و پارک‌های شهری.
- فضاهای نیمه عمومی شهر‌: فضاهای خاصی از شهر که مورد استفاده عموم مردم قرار می‌گیرند ولی دولت یا موسسه‌ایی بر آن‌ها نظارت می‌کند و سرپرستی آن‌ها را به عهده دارد .شهرداری‌ها و ارگان‌ها ...
- فضاهای عمومی خاص یک گروه : جاهایی که در مرز عرصه خدمات و تسهیلات عمومی و عرصه مستغلات خصوصی قرار گرفته‌اند و هر دو عرصه باید به آن دسترسی داشته باشند و در قبال آن مسئول هستند‌.(خدمات پستی، جمع آوری زباله‌، آب و برق و آتش‌نشانی و...)
- فضاهای خصوصی خاص یک گروه : فضاهای خانواده
- فضاهای خصوصی فرد
در اندیشه‌ی نوین، سکونتگاه‌ها و الگو‌های سکونتگاهی در اثر تعامل‌های پیچیده بین نیروهای فیزیکی ( طبیعی )‌، اقتصادی‌، اجتماعی و فرهنگی متحول می‌شوند‌، در منظر شهر امروزی تغییرات سریع‌تر و در مقیاسی بزرگ‌تر اتفاق می‌افتد و می‌توان چند نسل ساختمان را در طول یک قرن در یک مکان و قطعه مشاهده کرد در چنین شرایطی مسئله مسکن در درجه‌ی اول به محتوی‌، معنی و مفهوم آن ارتباط پیدا می‌کند و نه فرم آن و این چیزی است که متجددین هرگز برخورد واقع بینانه‌ایی نسبت به آن نداشتند و گستردگی مفاهیم فضای زیست بعد از دوران مدرنیسم که مبتنی بر یکسانی و یکنواختی اجتماعی و تولید انبوه تکنولوژیک استوار بود را واژگونه می‌سازد. در این تفکر هر سکونتگاه به عنوان کانونی برای یک کرانه گسترده به شمار می‌رود که در تقابل دائم با آن نیز هست.
در وضعیت بعد از مدرنیسم مفهوم خانه و قلمرو آسایش روانی آن و اینکه چگونه با عرصه‌های دیگر زیست‌انسانی ارتباط برقرار می‌سازد از اهمیت خاصی برخوردار شده است‌. خانه حداقل برای بخش متوسط و پایین جامعه سلول‌های تکرار شونده پشت سر‌هم نیست که با نادیده گرفتن بهداشت روانی‌، فقط پاسخگوی بخش کوچکی از نیازهای خانواده می‌باشد در این رویکرد‌ها هر واحد مسکونی باید چون جزئی زنده و طبیعی از محیط‌های بزرگ‌تر در نظر گرفته شود‌، خانه‌ی جزئی از کالبد یک شهر است. طرز تفکر و الگوی زیست کوچکترین واحد جامعه شهری یعنی خانواده در رابطه با سایر طبقات اجتماع است که به حفظ حریم و عرصه خصوصی خانواده با عرصه عمومی حرمت قائل شده و هنوز در میانشان (چهار دیواری – اختیاری ) غالب است و مفهوم دارد (تیموری- 1384)علاوه بر اینکه  هر عرصه درون خانه باید معادلی در فضای برون خانه داشته باشد، باید در خانه‌ها اجتماع اعضای خانواده به رغبت و به اشتیاق صورت بگیرد و نه آن‌که مصاحبت ایشان اجباری  شود.
محیط بزرگ‌تری که در آن می‌توان مجموعه‌ایی از واحدهای مسکونی را همراه با عناصر مرتبط را جدا از دیگر مقیاسه‌ای شهری دانست «محله» است. مفهوم محله که یکی از هویت بخش‌ترین ارکان زندگی انسانی است در دوران مدرنیسم به شدت در معرض نابودی قرار گرفت. آسیب‌های روانی حاصل از زندگی در «برج‌های مسکونی» که ساکنان آن‌ها حتی همسایه دیوار به دیوار خود را نمی‌شناسند موجب گردید که آمار بزهکاری‌، جرم و جنایت در این مجتمع‌ها به حد نگران کننده‌ایی بالا برود. عدم حس تعلق خاطر به علت نبود فضاها و کاربری‌های تعریف شده، فضاهای مابین محیط کار و خانه را از بین برد و مردم به خاطر محیط بی‌روح وغیر‌جذاب اطراف منازلشان ترجیح می‌دهند وقت بیکاری را در خانه بگذرانند در همان سلول‌های یکنواخت‌. «لینچ» معتقد است‌، به علت عدم وجود حس تعلق خاطر در حال حاضر‌، مردم بسیار بیشتر از گذشته محل سکونت خود را از محله‌ایی به محله دیگر و از شهری به شهر دیگر تغییر می‌دهند.
 «محله» قسمت نسبتا بزرگی از شهر است که واجد خصوصیات یک دست مشابه باشد. و ناظر عملا بتواند به آن وارد شود‌، مظاهر یک محله را می‌توان همیشه از درون آن شناخت و گاه نیز ممکن است‌، وقتی ناظر از کنار آن می‌گذرد و یا به جانب آن می‌رود ، از بیرون به شناسایی آید. خصوصیاتی که سیما و پیکر محله‌ایی را مشخص می‌کند عواملی خاصه آن محله هستند که ممکن است اجزا‌ی بی‌شمار و متنوعی داشته باشد‌: بافت محله‌، فضای آن‌، فرم آن‌، اجزا آن‌، نمادها‌، نوع ساختمان‌، نوع استفاده از ساختمان‌ها‌، فعالیت‌ها‌، ساکنین محل‌، درجه نو یا کهنگی محله و وضع پستی و بلندی زمین‌. (لینچ) زنده و فعال بودن مرکز محله نشان از انسجام افراد و علاقه‌مندی ایشان به حفظ و ارتقا محله و کسب هویت اجتماعی است. (تیموری- 1384)محله‌ی پیوستگی فضا را مابین خانه و کل شهر میسر می‌گرداند در واقع حریم امن و آشنایی است که عرصه خصوصی هر انسانی را که خانه‌اش باشد را محافظت می‌کند. شاید به همین دلیل بود که راه‌های یک محله به ساکنان آن بیش از دیگران تعلق داشت. پیوستگی هر فضا‌، حفاظت ویژگی‌های دقیق محیطی و مشخص آن‌، بستگی به عوامل کالبدی دارد که جدایی‌، تمایز و دسترسی داشتن به عرصه‌ها را به وجود
 میآورد و یا تغییر از یک عرصه به عرصه دیگر را میسر می‌سازد.
«محیط کالبدی» از طریق تاثیر‌گذاری بر فعالیت‌ها و ایجاد معانی خاص بر احساس و رفتار تاثیر می‌گذارد و با توجه به اینکه روابط متقابل اجتماعی افراد یکی از مهمترین فعالیت‌های انسانی در «قرارگاه‌های رفتاری» است، چگونگی فرآیند ادراک نیز در ایجاد تصورات ذهنی و تعلق افراد نسبت به قرارگاه با اهمیت است. فرآیند ادراک رابطه مستقیمی با جنبه‌های احساسیکه محیط برمی‌انگیزد دارد‌، در دوران مدرنیسم شهرسازی و معماری ارتباطی بنیادی با ساختارهای قدرت داشت طی چند دهه‌ی اخیر این مسئله ادامه داشته و حتی برخی از ابعاد آن دچار پیچیدگی‌های بیشتری نیز شده است‌، عناصر نمادین این دوران و جنبه‌های احساسی آن در تولید نوع واحدی از انسان که دچار احساسات از‌پیش تعیین شده‌ایی می‌باشد به عنوان پیش شرط مطرح است‌. همه باید «تکنولوژِی» و «یکنواخت‌سازی» آن را ستایش و سعادت بشر را در همین راه و روش‌ها بجویند‌، در این میان آنچه که این روند را تضمین می‌نماید‌، کنترل است. کنترل
جنبههای روانشناختی و احساسی انسان‌ها که قدرت‌، بخشی از آن را خود در اختیار می‌گیرد و در مسائل خصوصی‌تر محیط و حتی خود انسان‌ها را موظف به رعایت موازین آن می‌کند.
در نظریه‌های اطلاعات، تبادل اطلاعات بین یک فرستنده و یک گیرنده تنها زمانی انجام می‌پذیرد که اجزا آن هم در حافظه گیرنده باشد و هم فرستنده. ذهن ما آن‌مقدار از علائم رسیده را جذب می‌کند که با آن بتواند محیط را کنترل کند. اگر انسان‌هایی که در یک مجموعه زیستی زندگی می‌کنند، گیرنده باشند قدرت برای کنترل آن‌ها به عنوان یک فرستنده اطلاعات نیازمند است، اجزا را برای درک پیام خود در ذهن گیرنده جاسازی نماید . هنگامی که انسان‌ها نتوانند مرزها و فضاهای مابین عرصه های مختلف زندگی را از هم تشخیص دهند‌، این امکان فراهم می‌آید که در همه حال احساس کنند تحت کنترل می‌باشند‌، این احساس‌ها پدیده‌های جنبی یا جزئی از فرآیند کلی دریافت و درک هستند بدو‌ن اینکه بتوان از آن‌ها تصویر و تعریفی مستقل و کامل به دست آورد. همین مسئله موجب می‌گردد که نظارت به امری پیچیده و ظریفی مبدل گردد، این پیچیدگی نه به معنای پیچیدگی محتوای نمادین محیط کالبدی بلکه به علت عدم توانایی در تصویر‌سازی واقعیتی است که در کنترل نمودن رفتار و احساسات انسانی توسط قدرت‌های بالاتر به وجود می‌آید. مدت‌ها طول کشید تا تاثیرات روانی که به صورت غیر‌مستقیم روح و روان آدمیان به وجود می‌آید مورد کنکاش و مطالعه قرار گیرد. ابر واقعیت‌هایی که قدرت به وجود آورده، جنبه‌های  منفی روانی محیط‌های مدرنیسم‌زده را به حاشیه می‌راند. تصویر ذهنی مردم از محیط اطرافشان مخدوش  است چرا‌که در ساخت آن مشارکتی نداشته‌اند‌، در تئوری‌های جدید طراحی محیطی به نقش مردم محلی در طراحی زیستگاه‌شان توجهی اساسی شده است.      
ادراک انسان از محیطی که دور و بر‌خود ساخته است تابع فرهنگ او است‌، ولی اغلب به این مطلب توجه کافی نمی‌شود، کسی که می‌خواهد در مکانی سکونت کند بایستی بتواند به راحتی محیط اطراف خود را تجربه کند. تجربه درک فضای برون و درون و تقابلی که باید یک انسان سالم بین آن دو احساس کند را «رابرت ونچوری» اینگونه بیان می‌کند: «تضاد درون و بیرون را می‌توان یکی از مهمترین مظاهر تضاد در معماری دانست اگر چه یکی از مشهورترین و مقبول‌ترین تعالیم قرن بیستم منع جدایی این دو امر بوده است و همیشه گفته‌اند آنچه در داخل است بایستی به وسیله نمای خارجی عرضه شود.» اگر بپذیریم درون  یک اثر معماری به جز در فضاهای عمومی کلان عرصه خصوصی زیست است و باید از دنیای بیرون جدا شود، دنیای بیرون، طبق گفته «ماریو بوتا»  این محیط ویژه را می‌توان بستر ساختمان نامید. ارتباط بین معماری و بستر آن ارتباطی نقش گرفته از یک تاثر‌پذیری متقابل است‌. می‌توان گفت که این بستر و معماری آن در تماس دو جانبه و همیشگی هستند و ‌همواره با هم در ارتباط هستند.

 
منابع :
-    لامپیونیایی‌، ویتوریو مانیاگو‌، معماری و شهرسازی در قرن بیستم‌، اعتصامی، لادن ، انتشارات دانشگاه تهران
-    از شوایی، فرانسوا، شهر سازی از واقعیات تا تخیل ،بحرینی‌، انتشارات دانشگاه تهران
- لینچ ،کوین‌، سیمای شهر، مزینی‌، منوچهر ، انتشارات دانشگاه تهران
- چپ من‌، دیوید‌، آفرینش محلات و مکان‌ها در محیط انسان ساخت، فریادی‌، شهرزاد‌، انتشارات دانشگاه تهران
- الکساندر‌، کریستوفر، عرصه‌های زندگی جمعی و زندگی خصوصی( به جانب یک معماری انسانی )، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ سوم 1386
- کورت گروتر، یورگ، زیبایی شناسی در معماری، پاکزاد، جهانشاه، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، چاپ سوم ، 1386
- تیموری، سیاوش، خانه خلوت درون و غوغای برون، فصل نامه رایانه معماری و ساختمان، شماره 6 ، تابستان 1384
- اچ بیکر، جفری، لوکوربوزیه (تجزیه و تحلیل فرم)، افهمی، رضا، انتشارات نسل باران، 1381
- بردو،سوزان ،مذکر شدن تفکر نزد دکارت، نامه فرهنگ ، 1383
-  ضیمران ،محمد، میشل فوکو : دانش و قدرت، انتشارات هرمس،1378
- احمدی، بابک، از نشانه‌شناسی تصویری تا متن ( به سوی نشانه شناسی ارتباط دیداری)
- ژنویو، لوید، عقل مذکر، مهاجر، محبوبه‌، نشر نی ، 1381
- شمس‌، امید، آنارشی- هیرارشی – مکانیسم – ارگانیسم‌، ماهنامه بیدار، 18
- آنتونیادس‌، آنتونی سی، بوطیقای معماری، انتشارات سروش، جلد اول و دوم
- فلاحت‌، محمد صادق، مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن، نشریه هنرهای زیبا، شماره 26 ، تابستان 1385
- فوکو، میشل، اراده به دانستن، سرخوش، جهاندیده، نیکو، افشین، نشر نی، 1386،چاپ چهارم
- دیتمار، گانتر ای، معماری به مثابه سکنی گزیدن و بنا کردن- طراحی عملی وجود شناسانه، انصاریان، حمید رضا، فصل نامه معماری و شهرسازی، شماره 78-79، پاییز و زمستان 1383
- بحرینی، حسین، تجدد و فرا تجدد و پس از آن در شهرسازی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1385
- عربی، کژال، معماری هزاره سوم، فصل نامه معماری و شهر سازی، شماره 79-78، پاییز و زمستان 1384
- ریلی، ترنس، از خانه‌های شخصی تا خانه‌های مجازی، فصل نامه رایانه معماری و ساختمان‌، شماره 6

 

 

        کانال اصلی تلگرام طراگاه


بازدید : 394 بار

28 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

نظرات ( 0 )

هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر شما

قبل از ارسال نظر ، قوانین و ضوابط سایت را مطالعه کنید
Sunday , 04 December , 21:55