طراگاه | مرجع دکوراسیون منزل، معماری داخلی و طراحی داخلی

ورود / ثبت نام
FA EN

رویدادهای مهم

Important Event
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهر ...
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهرسازی معاصر خاورمیانه
معماری‌های در حال ظهور
معماری‌های در حال ظهور
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرساز ...
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران- استان ایلام
آب در معماری اصفهان
آب در معماری اصفهان

« به همکاران خود در طراگاه بپیوندید »

ایرج اعتصامعلیرضا شریفانمحمد قديريمصطفی اذریاسماعیل سحاب رحمن پناهعلیرضا شرافتیFarzin Forouzanامیررضا امیریایمان حسومیمیلاد نصرالهیفریناز رضویابتکار توسعه کاوش (ابتکار آریایی)
هم اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
« بازگشت

تاثیر روانی نابودی قلمروهای شخصی وعمومی در سکونتگاه‌های انسانی معاصر


بازدید : 119 بار

26 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

تاثیر روانی نابودی قلمروهای شخصی وعمومی در سکونتگاه‌های انسانی معاصر

نویسنده: سهند منشی

 

توسط مرجع سنت، شهادت‌ها و نیز روش‌های عالمانه مشاهده و اثبات و اعتراف به یکی از ارزشمندترین تکنیک‌های تولید حقیقت در غرب بدل شد و از آن پس ما به جامعه‌ایی اساساً معترف بدل شدیم. اثرهای اعتراف اشاعه یافت: در عدالت، در پزشکی، تربیت و روابط خانوادگی، روابط عشقی، در روزمره‌ترین امور تشریفاتی، مراسم، ما به جرم‌هایمان، گناهانمان، اندیشه‌ها و امیال‌مان، گذشته و رویاهایمان، کودکی‌هایمان، بیمار‌ها و بدبختی‌هایمان اعتراف می‌کنیم، ما هم خود را با بیشترین دقت صرف گفتن آن چیزی می کنیم که گفتنش بیش از همه دشوار است.

ما به والدینمان، به مربیانمان، به پزشکانمان و به کسانی که دوستشان داریم، به طور علنی و خصوصی اعتراف می‌کنیم. ما به لذت و درد، اعتراف‌هایی به خودمان می‌کنیم که گفتنشان به هر کس دیگری ناممکن است و از آن‌ها کتاب می‌نویسیم. «میشل فوکو»
 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده :
تفکیک فضاهای مختلف با توجه به قلمروهای شخصی انسانها از دیر باز در کالبد زیست انسانی نمود داشت همین مسئله موجب می گردید که انسانهای دوران پیش از شکل گیری معماری و شهرسازی مدرنیستی از نظر جنبه‌های روانی که ارتباط مستقیمی با قلمروهای شخصی دارد. احساس آرامش ، امنیت و تعلق خاطر زیادی به محیط پیرامون خود داشته باشند.مدرنیسم پیامد شکل‌گیری آخرین حرکت‌های فلسفه در قرن هفدهم بود که ساختارهای جدیدی را در زمینه ارتباط معرفت و قدرت به وجود آورد و همین مسئله در معماری و شهرسازی بعد از قرن نوزدهم نمود یافت، که به شدت عرصه‌های عمومی و خصوصی انسان‌ها را تحت شعاع قرار داد.
با آغاز وضعیت پست‌مدرن و نا کار آمد شدن نظام‌های مدرنیستی که تاثیرات روانی زیستگاه‌های انسانی که براساس اصول مدرنیستی ساخته شده بودند آشکار گردید و به دنبال آن نظریات جدیدی که بر پایه‌ی شناخت از نیازهای پیچیده انسانی در سکونتگاه‌هایش بود  مطرح گردید‌، نظریاتی که به دنبال ایجاد عرصه‌های عمومی و خصوصی از دست رفته برای انسان بعد از دوران مدرنیسم بود.       


مقدمه:
«آیین جدید کشیشی مسیحیت»، از بعد از قرن هفدهم از زبان یکی از واعظانش این‌گونه می‌گوید: «پس تمام توانایی‌ها و قابلیت‌های روحتان، یعنی حافظه، فهم و اراده را به دقت بررسی کنید. هم‌چنین تمام احساس‌هایتان را به دقت بررسی کنید ... تمام اندیشه‌ها‌، گفتارها و اعمالتان را هم بررسی کنید تا ببینید به وقت بیداری، آیا با آن‌ها موافق هستید یا نه ... سرانجام اینکه فکر نکنید، در این موضوع بسیار حساس و خطیر، چیزی کم اهمیت و خرد وجود دارد.» (p.segneri-loc)
در حدود سه قرن بعد ویلیام سافیر (William safier)  در «نیویورک تایمز» می‌نویسد: «حق محرمیت شما زدوده شده است. 
شما نمی‌توانید به بانک خود بروید یا شغلی درخواست کنید یا به کامپیوتر شخصی خود دسترسی داشته باشید، بدون آنکه بیگانگان شما را وارسی و ورانداز ننمایند... نظارتی سری (Big brother)  آن‌چنان شما را زیر ذره‌بین گرفته که پیش‌تر چنان نبود ...آیا زمان آن فرا نرسیده که گرایش هولناک به عریانی و در ملا عام بودگی ملی را قبل از آنکه در مقام ارزشی آمریکایی جایگزین محرمیت گردد دگرگون و واژگون نماییم.»
« میشل فوکو » در کتاب « اراده به دانستن» سده هفدهم را سر آغاز عصر سرکوب می‌داند‌، عصری مختص جوامعی که «بورژوازی» خوانده می‌شود و ما هنوز هم از آن عصر رهایی نیافته‌ایم.«سافیر» از نابودی حق محرمیت در دوران معاصر می‌گوید، همان مخفی گاهی که تفتیش عقاید قرن هفدهم، علاوه بر اینکه در بیرون از وجود انسان آن را به دقت دنبال می‌نمود، اینک از انسان می‌خواهد خود دادگاه تفتیش عقاید دیگری در درون خویش ایجاد و کلیه اعمال‌، رفتار‌، اندیشه و حتی رویاهای خود را زیر نظر بگیرد و آنگاه در بیرون از وجود و جسمش نسبت به درونی ترین و خصوصی ترین ابعاد زندگیش لب به اعتراف بگشاید.
فاصله بین امر خصوصی و حقیقی ، هنگامی که هر دو در هجمه «ساختارهای قدرت مدرن» که از بعد از قرن هفدهم اندیشه و حوزه زندگی انسانی را تحت الشعاع، جهان‌بینی خود قرار داد، بیش از هر زمان دیگری در دوران معاصر خود را نشان می‌دهد. «مارتین هایدگر» پرسش از «عصر رسانه تکنولوژیک» را اینگونه بیان می‌کند : «این هم شکلی و یک دستی‌، که در آن هر چیزی نه دور است و نه نزدیک ، یا به دیگر سخن این عدم وجود فاصله چیست‌؟ همه چیزها در یک بی فاصلگی یکسان و هم جمع خواهند شد‌. چگونه‌؟ آیا این گرد هم آمدن همه چیز در بی‌فاصلگی‌، غیر زمینی‌تر از پاشیدن همه چیز از هم نیست؟»
کالبد زندگی امروزی نیز به شدت دست‌خوش این تغییرات بنیادین گشته و رفتارهای انسانی را تحت تاثیر قرار داده است‌. جریان‌های فکری پست‌مدرن با گسست خود از جزم اندیشی‌های دوران «‌مدرنیسم» شرایطی را فراهم نموده تا تبعات نابودی عرصه‌های گوناگون زندگی بشری را در یکی دو سده اخیر مورد بررسی قرار دهد و به نتایج در خور توجهی نیز دست یافته‌اند. نتایجی که در پی تحلیل ساختارهای سیاسی‌، اقتصادی و فرهنگی و.. به وجود آمده و در مواردی نیز جنبه اجرایی به خود گرفته است. بهسازی بافت‌های فرسوده و ایجاد زیست گاه‌هایی با دیدگاه‌های بعد از دوران مدرن از آن جمله می‌باشند.
پیامدهای مثبت و منفی که درتغییر کالبد زیست انسانی صورت می‌گیرد تحت تاثیر جریان‌های سیاسی‌، اقتصادی و اجتماعی می‌باشد که همیشه نقشی مستقیمی را داشته‌اند و بیشک در هیچ دوره‌ایی از تاریخ به اندازه قرن بیستم‌، به این وسعت از پیچیدگی و گستردگی نرسیده است. « هایدگر» از نوعی فرو پاشی صحبت می‌کند که در عصر الکترونیک آغاز شده است‌. جلوه‌های معمارانه رویدادهای الکترونیکی به واقع بیان کننده بی‌فاصلگی هستند که به زعم هایدگر تهدیدی برای سکونت و باشیدن است.

 

مقاله :
هنگامی که «لوکوربوزیه» و سردمداران معماری و شهر‌سازی مدرنیستی از آغاز دورانی می‌گویند که نام « سبک بین‌المللی» را بر خود نهاده است‌، جهانی را در اختیار خود قرار داده‌اند که قرار است به پشتوانه ساختارهای قدرت سیاسی و اقتصادی، تغییرات بنیادینی را ابتدا در کالبد زندگی مردم سراسر دنیا به وجود آورده و دوم انتظار این باشد که با این تغییر همه انسان‌ها به گونه‌ایی واحد احساس کنند و بیاندیشند. تهاجم واقعی به عرصه‌های خصوصی و عمومی زندگی انسان‌ها که هزاره‌های متمادی به تدریج با تاثیر‌پذیری از شرایط فرهنگی‌، اقلیمی‌، اقتصاد خرد به وجود آمده بود از همین‌جا آغاز شد. شرایط روانی به وجود آمده‌، پیامد ترکیب قدرت و علم بود . این قدرت صرفه اقتصادی‌، تولید انبوه و به انقیاد درآوردن ذهنیت انسان‌ها را مورد توجه قرار داد‌، علم و حوزه اندیشیدن در موضع محافظه کارانه خود که تحت‌تاثیر تفتیش عقاید حوزه‌های مذهبی از یک طرف و تفکرات انسان مدارانه فلاسفه قرار داشت‌، با پذیرفتن ساختارهای قدرت بر آمده از نظام‌های سرمایه‌داری و بورژوازی با ادعای بهبود وضعیت مردم بعد از انقلاب صنعتی‌، دست به تغییرات بنیادین در شهر و معماری آن دوران زد.
نابودی عرصه‌های عمومی و خصوصی از همین جا آغاز شد‌، بلایی که از ابتدای قرن بیستم در شهرهای ایران نیز به واسطه غرب‌گرایی قدرت‌های سیاسی نمود یافت و نهایتا به چیزی ختم شد که امروزه شاهد آن هستیم. آنچه به آن اشاره شد‌، فقط تصویری کلی و در عین حال ظاهری از آنچه اتفاق افتاده بود می‌باشد. امیال‌ها‌، خواسته‌ها‌، انتظارات و خیال‌پردازی‌هایی که قدرت با از میان بردن عرصه‌های عمومی و خصوصی انتظار داشت‌، گسترده و پیچیده بوده و در عین سادگی در ظاهر همیشه اغراض خود را پوشیده نگاه‌داشته است.
پروژه‌های معماری و شهر‌سازی دوران مدرنیسم چه در دوره تحولش و چه پس از آن همیشه دست‌خوش پرسش‌های  قرار داشته که بیشتر جنبه ماهیتی آن در نظر بوده و انقیاد جایگاه انسانی را در آن در معرض پرسش قرار داده است، تبعات شهر ایدآل مدرنیسم‌ها که تراکم کم زمین تا15درصد ساخت‌، عدم امکان انتخاب به خاطر طراحی کامل مجموعه‌، نبودن تماس‌های اجتماعی شایسته یک شهر زنده‌، وجود فضاها‌، پارکینگ‌ها و اتوبان‌های وسیع، وجود حداکثر کنترل از بالا (بوروکراسی و تکنوکراسی ) تکیه بر اهرم سلسله مراتب‌، تفکیک کامل فضاها و فعالیت‌ها از یکدیگر و در نهایت توجه زیاد به مکانیزاسیون و اتوماسیون را به ارمغان آورد موجب نابودی عرصه‌های تعریف شده عمومی و خصوصی فضاهای انسان ساخت شد.  تکرار فرم‌، خیابان‌های بی‌روح و خسته‌کننده‌، کوچه‌های سرد و خشک‌، فقدان فضای باز برای بازی بچه‌ها‌، فقدان باغچه‌، فقدان انسجام‌، نداشتن ارتباط معنی‌دار با اطراف‌، نداشتن هویت و شخصیت خاص‌، نداشتن حیات و روحیه زندگی از خصوصیات تولید انبوه مسکنی بود که ماهیتش در ضدیت با مفهوم محله بود. این‌ها بخشی از انتقادهای تندی  است که منتقدین مدرنیسم در شهر‌سازی به آن وارد می‌نمایند.
مسئله ایی که در اینجا به آن پرداخته می‌شود‌، نابودی به معنای واقعی مسئله‌ای است که با حرمت انسانی‌شان و منزلت او در ارتباط مستقیم قرار دارد‌. حفظ عرصه‌های عمومی و خصوصی در کالبد زیست‌انسانی که به فاجعه آمیزترین صورت زیر‌سوال رفته و پیامد آن بشری است که پنهانی‌ترین و عمومی‌ترین وجه‌های وجودش در ناکجا آباد زندگی معاصر غوطه‌ور است‌. انسانی که در همه حال امکان نظارت بر او وجود دارد نظارتی که « فوکو» آن را در تولد نظام‌های زندان‌، مدرسه‌‌، آسایشگاه روانی‌، پزشکی‌، روانشناسی‌، سیاست جستجو می‌نماید.
« پروژه خیابان نواب تهران » را تهرانی‌ها و بسیاری از شهرسازان و معماران ایران درک نموده‌اند. پرسش را از اینجا آغاز می‌کنیم . فاصله بین خصوصی‌ترین و عمومی‌ترین عرصه‌ی زندگی مردمی که در دیواره‌های سر به‌فلک کشیده دو طرف شریان شمالی – جنوبی شهر زندگی می‌کنند کجاست‌؟ مگر نه این است که فاصله بین اتاق‌خواب‌ که تنها قلمرو شخصی هر فرد است با بزرگراه که عمومی‌ترین مکان در هر شهر می‌باشد به اندازه‌ی قطر یک شیشه دو جداره می‌باشد. آدم‌های غریبه که فقط می‌گذرند با ساکنین این زندان بزرگ شهری فاصله‌ایی بیشتر از 30 متر را ندارند. نمی‌توان باور کرد، اهالی محله «جلفا و خاقانی» اصفهان که گذرهایش به زیبایی با پیچ و خم مادی‌های شکل گرفته و در انتهای هر محورش بازارچه‌ایی یا چهار سوقی یا میدان کوچکی انتظار می‌کشد، همانند ساکنان نواب تهران بیاندیشند و کار کنند و از زندگی خود لذت ببرند. از جایی سخن گفته شد که هنوز می‌توان ‌زیبایی توالی عرصه‌های عمومی و خصوصی را تشخیص داد. اگر هوای کافه‌ایی در دل بود می‌توان تجربه بازگشت به زهدان را در نو وکهنه شدنی مداوم‌، ابتدا از خیابانی پر رفت و آمد و سپس یک فرعی و چند پیچ و خم در محوری تجربه کرد‌، در اینجا کافه در جایی است که هر غریبه‌ای احساس می‌کند‌، به اینجا تعلق دارد.

 

کریدور بصری در خیابان نواب صفوی تهران

 

ماهیت این همه تغییر کجا است‌، دستان پنهانی کجاست‌؟ آیا می‌توان تنها چند اصول مدرنیسم در شهرسازی و معماری را مقصر دانست. این تغییرات نه تنها کالبد ظاهری را تغییر دادند‌، بلکه زندگی‌، ذهنیت‌، روان را در هجمه‌ایی ساختارمند گرفتار ساختند. اشکال متفاوت الگوی مدرنیسم خود را به عنوان نظام‌های اجباری و سرکوبگر عرضه می‌کند‌. 
اجباری که در آن مطرح است در وهله نخست‌، عدم انعطاف چارچوب فضایی از پیش تعیین شده است. نظم فضایی می‌بایست به وسیله‌ی اجباری کاملا سیاسی تضمین گردد‌. این امر شکل پدر سالارانه به خود می‌گیرد. اقتدار سیاسی بالقوه که در تمامی این پیشنهادها در کلامی دموکراتیک نهفته است، در ارتباط با هدفی مشترک در همه آن‌ها می‌باشد و این حداکثر بازدهی است.
علم شهرسازی و معماری به عنوان بخشی از ساختار علمی بشر با قدرت «پدر سالارانه» که ریشه در «سنت متافیزیکی غرب» دارد پیوند می‌یابد، اشکال جدید قدرت و معرفت زمینه رشد و گسترش سلطه را فراهم می‌سازد و بشریت بر اثر غرور و به سبب میل به خدای‌گونه بودن که حکم عقل اوست‌، سلطه به‌حق خود بر طبیعت را با استفاده از صناعات زمینه‌سازی می‌کند. جز عقلانی نفس که وجه ممتاز و الهی نوع بشر است باید بر جسم بنده‌وار او حکومت کند و معرفت وسیله‌ایی برای انطباق تابعیت جسم و کلی‌تر، ماده با صور فنا‌ناپذیر.
به نظر «دکارت» از بین بردن وضع و حال کودکی خوشبختانه ممکن است‌.از این طریق که همه‌ی پیش‌داوری‌ها‌ی حاصل در آن به نحو سنجیده‌ای و قاعده‌مند تغییر یابد و آغاز دوباره عقل در مقام یگانه ولی آدم باشد. عقل به‌عنوان اصل نظارت بر طبیعت این امکان را به دکارت داد که روش خود را اینگونه تعریف نماید، تجزیه اعمال پیچیده‌تر ذهن به ساده‌ترین شکل و سپس ترکیب دوباره آن‌ها به صورت مجموعه‌های منتظم‌، امور مرکب و مبهم را به شهودهای ساده و بدیهی که ذهن آن‌ها‌را با نوعی بینش معنوی استوار به دقت تمام زیر نظر می‌گیرد احاله می‌کند و سپس آن‌ها را به صورت یک رشته استنتاج منظم به‌هم می‌پیوندیم‌. دکارت اندیشه‌ایی را که راه به‌یقین برد بسیار قاطع‌تر و صریح‌تر از علایق عملی زندگی جدا کرد‌. این قسم از اندیشه مبین کاربرد بسیار خاص و محدود قوه عاقله‌، گسست تام از نفسانیات و فعالیتی بسیار سخت و دشوار است که باید انتظار داشته باشیم جای بسیار کوچکی را در زندگی ما اشغال کند.

 

درون یک کافه

 

با آغاز انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم برای اولین بار این فرصت برای معماران و شهرسازان به وجود می‌آید تا نقش خدای‌گونه و پدرانه خود را با اتحادی بی‌سابقه با ساختارهای قدرت‌، پیدا کرده و بتوانند تا زمان معاصر آن را حفظ نمایند. نقشی که این امکان را به آن‌ها می‌دهد بتوانند با تغییر در ساختارهای زیست انسان‌ها‌، کنترل روحیات و درونیات آن‌ها را به دست بگیرند و زندگی آن‌ها را به‌نفع ساختارهای نظام، نظام بخشند. این دوران پیامد همان دورانی است که « فوکو» آن را سرآغاز عصری دانسته که ساختارهای قدرت این امکان را می‌یابند که در خصوصی‌ترین عرصه‌های زندگی آدمیان وارد شده است.
تاثیرات انقلاب صنعتی بر ساختار اجتماعی بسیار زیاد بود‌. رشد انفجار گونه اقتصادی که در پی‌پیشرفت‌های فنی و با کمک بانک‌ها‌، بازارهای بورس و یک نظام مالی به هم پیوسته پدید آمده بود‌، خیلی زود باعث تمرکز ابزار تولید و سرمایه شد. انفجار جمعیت در قرن نوزدهم و هجوم آن به سوی شهر‌ها تا مدتی طولانی نه در شهر‌سازی منعکس شد و نه به‌وسیله آن به نظم آمد و انبوه مهاجرانی که بر اثر انقلاب صنعتی به شهر‌ها جذب می‌شدند‌، نخست به صورت متراکم در ساختمان‌های موجود مستقر شده و اندکی بعد این ساختمان‌ها به سرعت اشباع شدند. 

 

    بیرون یک کافه


آنگاه مهاجران به سوی حاشیه شهر‌ها سرازیر شدند. محله‌های فقیر نشین‌، بدون هوا‌، آب‌، نور و امکانات بهداشتی. 
اولین اقدامات در جهت زدودن این چهره زشت در شهرها در ابتدای قرن نوزدهم سازماندهی شد‌، طرح «‌هاس من‌» در نیمه قرن نوزدهم پاسخی بود برای نیاز به بهبود بخشیدن به وضعیت ناهنجار شهری در پاریس و در عین حال ایجاد امکان کنترل هر چه بیشتر حاکمیت بر شهر‌. اهداف وی شامل موارد زیر بود‌:
-    طراحی یک شهر که از نظر ابعاد زیبایی شناختی‌، در قالب سبک پرشکوه زمانه دلپذیر باشد.
-    اصلاح شرایط بهداشتی به کمک طرح منظم تخریب کوچه‌ها کثیف و بیماری‌زا
-    حل مسئله آمد و شد در مر کز پاریس که تازه در فرآیند کامل صنعتی شدن قرار می‌گرفت.
-    تسهیل حرکات نظامی در درون هر بخش از شهر و امکان استفاده از اسلحه آتشین در مقابله با شورش‌ها.
به دنبال اندیشه‌های فلسفی قرن هفدهم که مرکزیت آن را « دکارت » بر عهده داشت‌، سبک‌های هنری و جریان‌های فکری در قرن نوزدهم و بیستم در راستای شکل‌گیری یک جامعه پیش‌رو و مدرن، تابع این اندیشه‌های فلسفی شدند. «نوپلاستیسیم» و در ادامه جنبش 
«دی استیل» ( موندریان) در ابتدای قرن بیستم هدف را در کاهش و ساده کردن تا احجام سه‌بعدی در سطوح دو‌بعدی می‌دانست‌، سطوحی که عنصر اولیه در پلاستیسیم هستند‌. اصول اخلاقی همچون حقیقت‌، عینیت‌، نظم و وضوح و سادگی در هنر بود و اهتمام داشتند تا در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی عصر خویش فعال باشند. کاربرد خطوط مستقیم و سطوح کامل‌، رنگ‌های اصلی یعنی قرمز ، آبی و زرد در تضاد با سیاه و سفید و خاکستری‌، مکعب‌های خالص‌، نه به عنوان یک واحد ایستا‌، بلکه به عنوان بخشی از محیط لایتناهی که به طرزی پویا تجزیه شده است.

 

کانال اصلی تلگرام طراگاه


بازدید : 119 بار

26 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

نظرات ( 0 )

هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر شما

قبل از ارسال نظر ، قوانین و ضوابط سایت را مطالعه کنید
Saturday , 03 December , 01:43