طراگاه | مرجع دکوراسیون منزل، معماری داخلی و طراحی داخلی

ورود / ثبت نام
FA EN

رویدادهای مهم

Important Event
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهر ...
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهرسازی معاصر خاورمیانه
معماری‌های در حال ظهور
معماری‌های در حال ظهور
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرساز ...
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران- استان ایلام
آب در معماری اصفهان
آب در معماری اصفهان

« به همکاران خود در طراگاه بپیوندید »

آرش غلامعلی طهرانیهدی شکریانسهیل براکمرضیه مجدالاشرافیروناک رافتشرکت رویا طرح داخلیکمیل مهدی نژادکمال کمونهجمال احمدی شلحهرضا نجفیانرضا مفاخرFarzin Forouzan
هم اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
« بازگشت

زمینه‌گرایی (contextualism) بخش سوم


بازدید : 265 بار

25 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

زمینه‌گرایی (contextualism) بخش سوم

نویسنده : سهند منشی


زمینه معماری در شهر
یک اثر معماری با نظام بزرگ‌تر شهری مرتبط است و در سلسله مراتبی از مجموعه‌ها قرار دارد. بنابراین زمینه‌گرایی پیوند میان معماری و شهرسازی در زمینه معین است.
 زمینه خود می‌تواند منشا الهام برای طراحی باشد. «کولاژ شهر» (Collage City) که از مفاهیم مرتبط با زمینه‌گرایی در شهر‌سازی می‌باشد را «کالین رو و فرد کوتر» (Colin Row & Fred Koetter) از پیش‌روان تفکر زمینه‌گرایی در آمریکا، آن را بنا نهادند و پاسخی به طرز تفکر نوگرایی بود، که در آن بناهای شهر را به مثابه اشیا معماری می‌پنداشتند و آن‌ها را به تنهایی و با نماهای از هم متمایز و جدای از زمینه طراحی می‌کردند.

 


طراحی شهری بیشتر به کولاژ یعنی اتصال قطعات گوناگون و تصویر تکه‌تکه کاری شده، می‌ماند تا ترسیم. کولاژ ترکیب تصاویر نامتشابه یا کشف تشابهات نهفته در اشیایی است که به هم شبیه نیستند. 
کولاژ انتقال مصالح از یک زمینه به زمینه‌ی دیگر و مونتاژ، پراکندن این وام گیری‌ها در سراسر مجموعه جدید است. بنابر‌این هر نشانه‌ی بصری می‌تواند از زمینه یا متنی جدا شود و زمینه‌ها و متون جدید ایجاد کند. «هر محیط شهری الگویی خاص را برای توده و فضا دارد، اما طراحی شهری در صورتی موفق است که بتواند میان توده و فضا همزیستی مثبت ایجاد کن.» (Ashihara-1983) 


«فضاهای شهری زمانی به چشم می‌آیند، که اطراف آن‌ها را بناهایی نزدیک یا متصل به هم احاطه کنند. اگر فاصله بناها بیش از حد باشد، بناها کاملا از هم جدا می‌افتند، در این حالت امکان ایجاد فضای مثبت وجود ندارد و رابطه شکل و زمینه از بین می‌رود، در حقیقت دل‌پذیرترین فضاهای شهری دارای پیوستگی و ریتمی است، که به وسیله‌ی بناها به وجود آمده‌‌اند.» (همان) «به اعتقاد صاحب‌نظران کولاژ شهر، در شهر سنتی، بناها زمینه هستند و فضاها اشکال متصل به‌هم و الگوی در هم بافته‌ایی از تناوب فضایی را نمایان می‌کنند. در شهر مدرن عکس این مطلب صادق است. مجاورت و ترکیب این دو الگو مفهوم اصلی در ایده کولاژ شهر است. برای این کار لازم است بناها و فضاها در مباحث شهرسازی، ارزش یکسان داشته باشند و مجادله توده و فضا یا شکل و زمینه به انسجام، هم‌زیستی و مکمل بودن آن‌ها در طراحی شهرها بدل شود. (Rowkoetter-1978)


شهر مجموعه‌ایی از حوزه‌ها (Fields) است. هر حوزه، ناحیه‌ی وسیعی است که ویژگی‌های فضایی – شکلی آن با سازماندهی توده‌ها و فضاها در الگوهای منسجم و دقیق و قابل شناسایی شکل و زمینه تعریف می‌شود. پنج ویژگی حوزه شامل موارد زیر می‌گردد:
1.داشتن مرکز یا مراکز
2.بافت که شامل تراکم و تارو پود میشود.
3.مشخص ساختن انواع خاصی از الگوها مثل: الگوهای خطی، متحد‌المرکز و شعاعی
4.لبه که ممکن است توده یا فضا باشد.
5.مناطق یا حوزه‌هایی کوچک‌تر که در آن گروه‌های خاص از اشیا یا الگوهای قابل تشخیص‌اند.
شهر علاوهبر زمینه کالبدی به دو زمینه «فرهنگی» و «تاریخی» در ارتباط است و این دو عامل زمینه‌های عمیق محتوایی شهر را به وجود می‌آوردند. «مردم به کمک فرهنگ یعنی مجموعه‌ایی از ارزش‌ها، باورها، جهان‌بینی و نظام‌های نمادی مشترک به محیط خود معنی می‌دهند و فضای خالی را به مکان تبدیل می‌کنند.»(Rappoport-1977) 


«شولتس» معتقد است‌: «اساس نظریه‌ی مکان بر درک خصوصیات انسانی‌، فرهنگی وکالبدی است. فضا به لحاظ کالبدی زمینی خالی، اما دارای محدوده و هدف است که اشیا را به هم پیوند می‌دهد، وقتی فضا محتوای فرهنگی می‌یابد مکان نامیده می‌شود. ویژگی مکان، هم اشیایی را که دارای شکل، بافت و رنگ است در بر می‌گیرد و هم روابط فرهنگی را که بر اثر مرور زمان ایجاد می‌شود.
در «زبان‌شناسی»، معماری زبانی است، که شهر «متن» آن به شمار می‌رود و در «معنی شناسی»، شکل شهر متنی است که باید تغییر کند. 
«شهرهای امروزی به خاطر گسستگی روابط میان واژه‌ها در شیوه‌ایی که معانی درک می‌شوند، مشکل ایجاد کرده‌اند. (کینگ-1996) سازماندهی محیط مصنوع، سازماندهی معنی هم هست که در آن ویژگی‌های کالبدی نظیر مصالح، رنگ، بلندی، اندازه و مقیاس، خاصیت ارتباطی و نمادین دارد. 
عناصر کالبدی در محیط، معانی متناوب دارند و این معانی به طور نظام یافته‌ایی به فرهنگ پیوند خورده‌اند. 
مردم در مجموعه‌های کالبدی متفاوت، رفتاری متناسب با آن را که توسط فرهنگ تعریف شده بروز می‌دهند. آنان بر اساس قرائتشان از محیط عمل می‌کنند، باید این زبان را فهمید و آن را مبنایی برای ایجاد اشکال در محیط شهری قرار داد. 
در پس واژه‌ها، معنایی نهفته است که باید آن را شناخت. «تفهم»، کشف معنی رویداد یا عملی در زمینه‌ایی خاص فرهنگی است. تحلیل یک پدیده کالبدی زمانی میسر است که دریابیم در آن فرهنگ چه معنایی برای آن قائل هستند. به نظر «راپوپورت» شهر معاصر گرچه با کثرت معانی روبرو است، اما فاقد معنی مشترک است. بنابر‌این مهم است که اجزای شکل شهر را به‌گونه‌ایی متصل کنیم که با هم معنی مشترک داشته باشند.
و در نهایت زمینه‌ی تاریخی، در مورد انسان، قطع استمرار تاریخی تحقیر حیات گذشته است. «سنت‌گرایی» از سیمای شهر گذشته الهام می‌گیرد و بر این باور است که توسعه جدید باید با محیط پیرامون رابطه تنگاتنگ داشته باشد. کانون توجه آن‌ها متوجه محیط شهری، که برای مردم مانوس باشد. «اگر تصاویر واضحی از زندگی شهری به طور متوالی از آغاز تاکنون در بافت کالبد شهری موجود باشد، بر آگاهی شهروندان می‌افزاید.(whitehand-1992)  


در این میان «نئو-سنت‌گرایی» (Neo-traditionalism) به اهداف اجتماعی نظر داشته و بازگشت به نهادهای قدیمی عرصه‌ی عمومی «آگورا» را‌، معبد یا ورزشگاه را به دلیل فایده و اهمیت فضایی آن‌ها در حیات اجتماعی مهم شمرده است.

 

  کانال اصلی تلگرام طراگاه


بازدید : 265 بار

25 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

نظرات ( 0 )

هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر شما

قبل از ارسال نظر ، قوانین و ضوابط سایت را مطالعه کنید
Saturday , 03 December , 01:50