طراگاه | مرجع دکوراسیون منزل، معماری داخلی و طراحی داخلی

ورود / ثبت نام
FA EN

رویدادهای مهم

Important Event
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهر ...
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهرسازی معاصر خاورمیانه
معماری‌های در حال ظهور
معماری‌های در حال ظهور
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرساز ...
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران- استان ایلام
آب در معماری اصفهان
آب در معماری اصفهان

« به همکاران خود در طراگاه بپیوندید »

Somayeh Ahemehاستیل البرز pr@steelalborz.comفرهاد علیزاده افشارندا عاشوریانامیرحسین امیریالهام صحافیامین قشقاییحامد شکریانحسین مژدهیAbolfazl Nabaviبهمن احمدیعلیرضا شریفان
هم اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
« بازگشت

«زمینه گرایی» (contextualism) بخش اول


بازدید : 346 بار

13 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

«زمینه گرایی» (contextualism) بخش اول

تهیه کننده: سهند منشی

خانه، سکونتگاه، تنها مامن در مقابل وحشت از نیستی، تاریکی و ابهام گذشته است... هویت انسان بدین سان مورد اقامتی و سکونتگاهی است و بدین علت است که فرد معترض و یاغی که نه خانه‌ایی دارد و نه کاشانه‌ایی و پایبند به ایمان و قاعده و قانون‌مند نیست، نمونه‌ی اعلا اضطراب و دلهره از خطا و اشتباه است ... انسان بدون خانه و کاشانه بالقوه مجرم و بزهکار است.»  «ایمانوئل کانت»

«انسان مدام در جستجوی قوانین جهانی است، تا تصمیم‌گیری‌های او از پسندهای صرفا دلبخواه سرچشمه نگیرد.» «ریچارد راجرز»

زمینه‌گرایی در این بخش ابتدا ریشه‌شناسی واژه زمینه‌گرایی بررسی و سپس به معرفی آن پرداخته شده، پس از آن  به طور خاص و مرتبط با موضوع «زمینه‌گرایی در معماری و شهرسازی» معرفی می‌گردد. با توجه به اینکه رویکرد زمینه‌گرایی در دوران معاصر ارتباط تنگاتنگی با مباحث مربوط به توسعه پایدار پیدا نموده است در نهایت علاوه بر معرفی توسعه پایدار دیدگاه‌های مرتبط با آن در خصوص طراحی پایدار و توسعه پایدار شهری نیز ارائه خواهند شد.

 

 

واژه‌شناسی «زمینه‌گرایی» (contextualism) و «منطقه‌گرایی (regionalism) هردو واژه‌هایی هستند که برای نخستین بار در غرب جعل و تفسیر شده‌اند. بنابراین باید ریشه‌ی آن‌ها را در زبان آن‌جا جست. به تعبیر دیگر، باید در آغاز به زبان گوش فرا داد تا دانست این واژه‌ها از خود چه می‌گویند، چه چیزی‌را نشان می‌دهند، و از چه حکایت می‌کنند. «کانتکست» (context) از واژه‌ی لاتین contextus ریشه گرفته که اشاره به ارتباط میان کلمات و انسجام میان آن‌ها دارد. فعل آن contexere است که به معنای درهم بافتن و در هم تافتن است. بنابراین، context در اصل به هم تافتن و مرتبط ساختن کلمات و جملات به منظور ساختن یک سخن یا گفته است. از این رو، context مشار به ارتباط، اتصال، هم‌نشینی و هم‌بافی میان اجزا است.

در بستر شهر، به گونه‌ای قیاسی، می‌توان context را اتصال و هم‌نشینی میان بناها خواند. با توجه به این ریشه‌شناسی، شاید برگردان درست‌تر context «بافت» یا «همبافت» باشد، اگر چه بافت را اغلب در مقابل fabric قرار می‌دهیم. بنابراین، contextual به تعبیر درست‌تر «هم بافت» است و نه «زمینه»‌. بدین سان، بهتر است تا contextualism  را «همبافت گرایی» بخوانیم و نه «زمینه‌گرایی». زمینه بیشتر دلالتی دوبعدی و سطحی دارد و اشاره به بستر میکند، در حالی که بافت و بافتن کنشی سه بعدی و فضایی است. اما region در اصل و ریشه‌ی خود به معنای خط، جهت و نیز ناحیه و بخش است، و فعل آن regre  به معنای جهت دادن و جهت بخشیدن بوده است. از دیگر سو این واژه با regere مرتبط است که به معنای حکم راندن و اداره کردن بوده است.

این واژه اساسا مفهومی جغرافیایی به خود گرفته و به معنای یک منطقه‌ی اداری، بخش مشخصی از جهان، قلمرو پادشاهی، کشور و قلمرو بوده است. اما آنچه مشخصه‌ی region است داشتن خصلت و خصوصیتی است مبتنی بر مکان که آن را ویژه و مستحق region بودن می‌کند، و در مقابل دیگرregion ها متمایز می‌سازد. بنا‌براین regional هر آن‌چیزی است که خصلت ِ ویژه‌ی منطقه را دارا است.

در «دانشنانه‌ی معماری قرن بیستم» ذیل واژه‌ی «زمینه گرایی» چنین شرح داده می‌شود که آرمان‌های برنامه‌ریزی شهری مدرن تنها پس از جنگ دوم جهانی بود که توانست در مقیاس شهر به اجرا درآید، و از این‌رو بود که ایجاد بناهای پیش ساخته‌ی قوطی مانند در فضاهای خطی، باز و یک بعدی نیازمند تخریب شهر و بافت موجود بود. از این رو یادمان‌های تاریخی و مراکز شهر سنتی عملکرد خود را در مقام نقاط فرهنگی از دست دادند.

از جمله منابعی که به زمینه‌گرایی معماری توجه ویژه داشته می‌توان به «شهر کولاژ» اثر «کوین رو» و «فرد کوتر» اشاره کرد. این رویکرد‌های نظری معتقد به چندبعدی بودگی شهر بوده و مفاهیم تعصب آلود و نفی‌ای مدرنیستی را رد می‌کردند. در این بین، زمینه‌گرایی به عنوان روشی در برنامه‌ریزی معماری بر آن بود تا به میراث معمارانه احترام بگذارد و آن را درون چهارچوب شهری تفسیر کند. در «شهر کولاژ» حتی یادمان‌های معماری مدرن و بناهای تجاری بومی بخشی از شبکه‌ی فعال و زنده‌ای هستند که می‌بایست منبع الهام فرایند هویت بخشی قرار گیرند.

زمینه‌گرایی از دهه‌ی 1960 تبدیل به پارادایمی مهم در تفکر شهری و معماری گردید.   2-1-1- مبانی مخالفان «زمینه‌گرایی» بیان می‌دارند که زمینه‌گرایی بحثی است که در ساحت زبان‌شناسی مطرح می‌گردد آن‌ها اظهار می‌کنند که زمینه‌گرایی بحث از جمله‌هایی است که شناخت را به فاعل نسبت می‌دهد و اصلا نظریه‌ای درباره شناخت نیست بلکه تئوری است که در مورد نسبت دادن شناخت سخن می‌گوید.  «دی روس» می‌گوید: «زمینه‌گرایی/ثابت‌گرایی» (رویکردی در مقابل زمینه‌گرایی) موضوعی در فلسفه زبان است، آن بخشی از فلسفه زبان که موضوع عمیق مهمی در معرفت‌شناسی است. اینکه چطور در امر شناخت عمل کنیم به طور زیادی با این مسئله که چطور موضعی در بحث زمینه‌گرایی و ثابت‌گرایی انتخاب کنیم ارتباط دارد. زیرا زمینه‌گرایی پای احتمال‌هایی را برای بحث کردن سر مسائل و معماها در معرفت‌شناسی باز می‌کند، که البته اگر موضع ثابت‌گرایی درست باشد باید این احتمالات رد شوند.

اگر امور مختلف می‌تواند در زمینه‌های متفاوت دارای معانی متمایز از هم باشد عدم تشخیص این مسئله نه فقط در فلسفه زبان بلکه در معرفت‌شناسی می‌تواند مسائل زیادی را مطرح سازد. همانطور که ملاحظه می‌شود اشکال اختصاص زمینه‌گرایی به فلسفه زبان اشکال زیاد قوی نیست چرا که تاثیر این بحث از حیث معرفتی در معرفت‌شناسی اگر نگوییم برجسته‌تر است حداقل هم سطح تاثیر آن در مباحث فلسفه زبان است. در یک معانی وسیع و کلی «زمینه گرایی معرفت شناسانه» بیان می‌کند که «کسی می‌داند» تا چه اندازه‌ای وابسته به زمینه است. ویژگی‌های معین زمینه‌ها ـ خصوصیاتی مانند: قصدها، پیش فرض‌های افراد که در زمینه‌ای گفت‌وگو حضور دارندـملاک‌ها و معیارهایی را تشکیل می‌دهد که فرد باید آن‌ها را واجد باشد تا معرفت او در زمره شناخت قرار گیرد. زمینه گرایان بر این امر اتفاق دارند که معیارهای معرفتی از زمینه‌ای تا زمینه دیگر با یکدیگر متفاوت هستند. در بعضی از زمینه‌ها معیارهای معرفتی به طور غیرمعمولی بالا هستند، اگر نگوییم که محال است، لااقل مشکل است برای اینکه باورمان در زمره معرفت در چنین زمین‌هایی قرار بگیرد. علی‌رغم این در اغلب زمینه‌ها معیارهای معرفتی نسبتا پایین هستند و باور ما اغلب در شمار معرفت شمرده می‌شود.

استدلالات ابتدایی برای زمینه‌گرایی معرفت شناسانه ادعا می‌کنند که زمینه‌گرایی به بهترین وجه قضاوت‌های معرفتی ما را توضیح می‌دهند. منطقه، اساسا واژه‌ای دال بر جغرافیا است، و اکثر نظریه‌پردازان آن‌هم به این امر به گونه ای تلویحی معتقدند. اما زمینه مقیاسی خرد و یا بهتر است گفته شود میانه دارد. زمینه لاجرم درون منطقه است، برای همین هم هست که به ناگزیر باید متاثر از آن باشد. می‌توان زمینه را به دو مقوله «زمینه شهری» و«زمینه طبیعی» تقسیم کرد. برای بناهایی که در بستر طبیعت هستند، زمینه‌ی شهری معنی خود را از دست می‌دهد و زمینه طبیعی مطرح می‌شود. زمینه طبیعی، همان روح، حال و هوا، و خاصیت محیطی، اعم از بافت، رنگ، جنس، توپوگرافی و از این دست است. و البته این مقولات با اصول منطقه گرایی هم همپوشانی دارند. به همین دلیل، زمینه‌گرایی طبیعی بلافاصله به دامن منطقه‌گرایی درمی‌افتد و با آن هم‌صدا می‌شود. برای زمینه‌گرایی طبیعی می‌توان مثال‌های بسیار خوبی زد. مثل کلیسای «رونشان»،‌« لوکوربوزیه» و توجهش به زمینه طبیعی، یا «ویلا مایرآ» اثر »آلتو» ، یا مجموعه «دیپولی اثر پیتیل».

 

    کانال اصلی تلگرام طراگاه


بازدید : 346 بار

13 خرداد 1395

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

نظرات ( 0 )

هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر شما

قبل از ارسال نظر ، قوانین و ضوابط سایت را مطالعه کنید
Tuesday , 06 December , 04:23