طراگاه | مرجع دکوراسیون منزل، معماری داخلی و طراحی داخلی

ورود / ثبت نام
FA EN

رویدادهای مهم

Important Event
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهر ...
سومین کنگره بین‌المللی معماری و شهرسازی معاصر خاورمیانه
معماری‌های در حال ظهور
معماری‌های در حال ظهور
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرساز ...
چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران- استان ایلام
آب در معماری اصفهان
آب در معماری اصفهان

« به همکاران خود در طراگاه بپیوندید »

امین جعفری منشسینا علیزادهسامسونگ samsungشرکت رویا طرح داخلیفاطمه براتینادیا خوشخویسهراب رفعتوحید حمزه پورپویا ریاضی خواهمیلاد نصرالهیzahra sadeghiالهام ضیاءآبادی
هم اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید
« بازگشت

ما ایرانی ها با خودمان چه کرده ایم؟


بازدید : 565 بار

23 دي 1394

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

ما ایرانی ها با خودمان چه کرده ایم؟

دکتر امیر منصوری و سیمای شهری در برنامه ی "ما ایرانی ها"

 بدون اینکه بدانیم هر روز صبح توسط تابلوهایی بزرگ و بی هویت مورد هجوم واقع می شویم، این تصاویر از ریشه ای نامعلوم پدیدار شده اند و هر روز در حال رشد و تکثیر در کوچه ها و خیابان های شهر ما هستند. فرقی نمی کند اسمش را رومی بگذاریم یا کامپوزیت زیرا این نماهای بی نظم و بی هویت، مثل اسم هایشان هیچ مبنایی ندارند. برنامه ما ایرانی ها این آشوب شهری را که منجر به تغییر خلق وخوی شهروندان می شود به بحث و بررسی گذاشت، با طراگاه گزارشی از این برنامه را دنبال کنید.

 

 

 

اگر مخاطب طراگاه بوده باشید پیش از این از نماهای رومی و به ظاهر کلاسیک بحث به میان آمده است. حالا دکتر منصوری در برابر دوربین صدا و سیما از مشکلات و راه حل ها می گوید. او یک پژوهشگر معماری منظر است و مدیر مسئول یکی از مهم ترین مجله های این حوزه با عنوان باغ نظر، با این تفاسیر او مبداء این آشفتگی را تهران می داند، شهری با ویژگی های منحصر به فرد و مشکلات زیاد که الگوی آشفتگی را به تمام شهرهای بزرگ ایران تسری داده است.

آنچه که در این برنامه مخاطب را بیشتر به فکر می برد، تصاویری است که از نماهای بی نظم و بی قاعده ی سطح شهر به نمایش در می آید. تصاویری که هر روز می بینیم ولی شاید تا کنون از این وجه به کراهت آنها پی نبرده بودیم. آیا نظم تنها راه حل رفع این هرج و مرج است؟ پاسخ دکتر منصوری منفی است. او به طرح هایی اشاره می کند که قبل از این برای ایجاد نظم و یکپارچگی در سیمای شهری اجرا شده اند.

 

معماری شهریپروژه ای مثل پروژه ی نواب که یک بافت همسان و منظم را بوجود آورده است و البته مثال هایی از این جنس در دیگر نقاط کشور کم نیستند. ولی آیا این راه حل است؟

با اندکی تامل میشود در یافت که منصوری دلایل قانع کننده ای برای مخالفت با ایجاد بافت های همسان مثل اکباتان دارد. آیا میتوانید  آدرس خانه ی خودتان در اکباتان را به یک مهمان بدهید؟ ساختمان های هم شکل و کپی شده هیچ وجه تمایزی برای برجسته شدن یک مکان در اختیار ما نمی گذارند.

ولی ساختمان های سنتی ایرانی که هم شکل نیستند، پس چرا اینقدر زیبا و متناسب به نظر می رسند؟ گزارشی که در این برنامه پخش شد جواب این سوال را می دهد.

 

شهرهای سنتی با محوریت عناصری مثل بازار و مسجد شکل می یافتند و گسترش پیدا می کردند، پدران ما زمین بیشتری برای ساختن داشتند و در مناطق مرکزی زندگی درونگرا آنها را از تفاخر دور می کرد. اما در صد سال گذشته ما ایرانی ها عوض شده ایم.

شهروند امروز تهرانی، خانه را به چشم یک کالا می بیند و چون نمای با کلاس(!) باعث فروش بهتر می شود، آن را به مبتذل ترین و غیر قابل تحمل ترین شکل ممکن می سازد. شاید از وقتی که الگوهای غربی وارد جامعه ی ما شده اند، این تغییرات نیز بوجود آمده و ما در تلاش برای تقلید، راه رفتن خود رافراموش کرده ایم. به نظر می رسد متهم  پیدا شد: آری مدرنیسم!

اما اهل نظر، با این نظر مخالفند، نباید همه چیز را به گردن مدرنیسم انداخت، به راستی که در دل جامعه ی مدرن غربی هم نمی توان این قدر آزار بصری را مشاهده کرد. ما ایرانی ها فراموش کرده ایم که نمای ساختمان بیشتر از ساکنین بر همشهری هایمان تاثیر میگذارد.

به ریشه شناسی مشکل باز می گردیم، ما دقیقا چه چیزی را در یک کوچه و یا خیابان می بینیم؟ دکتر منصوری، این منظره را به دو صفحه ی عمودی موازی تعبیر میکند که در پیش آمدگی و ارتفاع در نوسان است. که می توان آن را یک آشوب نامید. این پدیده در روانشناسی محیطی موجب تاثیرات منفی روی روحیه ی شهروندان می شود.

معماری

مجری این برنامه به سازمان ها و نهاد هایی اشاره کرد که در ساخت و ساز دخیل هستند، شاید متهم را باید در میان آنها جست. سازمان نظام مهندسی، وزارت مسکن و شهرسازی، بنیاد مسکن یا شهرداری ها، کدام یک مسئولند؟ دکتر منصوری مشکل را از جای دیگری می داند. او با اشاره به طرح های تفصیلی و جامع که در واقع برنامه های ساخت و ساز چند ساله ی یک شهر هستند، به نقش دولت و مشخصا شورای عالی شهرسازی در تنظیم و تصویب آنها اشاره میکند.

 به گفته ی او این برنامه ها چهار عامل مهم دارند که  شامل شبکه ی معابر، کاربری ها، تراکم و ضوابط ساخت و ساز است. اصولی که از سوی مراجع دولتی مغفول مانده اند و تصمیم های کلان سلیقه ای شهر های ما را به حال و روز کنونی مبتلا ساخته است. قواعد مربوط به تراکم و آشفتگی در پیش آمدگی ساختمان ها، ملزومات کنسول ها و بی نظمی در ارتفاع پیش آمدگی ها و قواعد ناسالم اقتصادی در بازار مسکن و مصالح و زمین، تنها نمونه هایی از خلاءهای قانونی در این حوزه است.

 

معماری

اگر همین حالا در جستجوی این آشوب از پنجره به بیرون نگاه کنید، مجموعه ی متنوعی از سطوح غیر هم سطح، رنگ ها ، بافت ها و مصالح را خواهید دید که با مد روز عوض می شوند. یک روز شیشه، روز دیگر ترکیبات فلزی به نام کامپوزیت و امروز نمای رومی. آری ما به شکل جنون آمیزی در حال از بین بردن سیمای شهرمان هستیم. بدون اینکه حتی بدانیم این نماها چقدر ایمن هستند و گسل های زلزله از کجای کشور ما میگذرند و یا اینکه تهران در چه موقعیتی نسبت به این خطرات قرار گرفته است.

بیایید به تجربه ی حضور در یک محله ی قدیمی یا یک شهر اصیل فکر کنیم، احساس لذت از زیبایی و تناسب از کجا سرچشمه می گیرد؟ اصولا ما چیزی را که برایمان آشنا است را زیبا می پنداریم. ولی این سخن به معنای این نیست که باید الگوهای گذشته را تکرار کنیم. چرا که در تاریخ معماری تجربه ی این اشتباه را نیز در دوره ی پهلوی اول داشته ایم. همان طور که دکتر منصوری به ظرافت بیان کرد:« گمشده ی ما یک شکل نیست، گمشده ی ما یک نظم است»

شاید امروز باید شهرهایمان را از نو نظاره کنیم، تا فردا چیزی بیشتر از خاطرات هویت فراموش شده ی خود، برای فرزندانمان داشته باشیم. شهری که میراثی از گذشته و فرهنگ را به نمایش میگذارد، مسلما خواهد توانست شهروندانی شاد و مسئول را بپرورد و افق های توسعه ی پایدار را تصویر کند.

نظرات و پیشنهادات خود را با طراگاه در میان بگذارید.


بازدید : 565 بار

23 دي 1394

چاپ صفحه

ایمیل

نظرات

نظرات ( 0 )

هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر شما

قبل از ارسال نظر ، قوانین و ضوابط سایت را مطالعه کنید
Sunday , 11 December , 15:17